شجاع

251

أنيس الناس ( فارسى )

ديگر در بينى ، ديگر در لب و دندان و دهان و موى . و چنان دان كه حضرت حقّ جلّ و علا چهار دانگ حسن آدمى در چشم و ابرو آفريده ، و ملاحت در بينى ، و حلاوت در لب و دندان و دهان ، و طراوت در پوست روى ، و رطوبت در زنخدان . بيت زنخدانش تو پندارى كه آبى * معلّق كرده‌اند از آفتابى و موى را مزيّن اين همه گردانيده . پس چون برده‌اى به اين صفات حسنهء مذكوره يا به بعضى موصوف باشد به تن و اطراف او مشغول بايد شد . اگر اطراف او نيز همچنين نفيس و نعيم بود « نور على نور » ، و الّا اصل روى است . و اگر صاحب ملاحت باشد و صباحت « 1 » نداشته باشد صباحت « 1 » را كارفرما و به منتهاى بها اشترا نما . چه ملاحت جبر همه مىكند و ملاحت احسن از صباحت « 1 » ، و اگرچه فهم آن همه‌كس نكند . بيت در روى تو از سرّ الهى صفتى هست * پاكيزه‌تر از حسن كه آن نام ندارد و هربنده‌اى از براى مهمّى لايق كارى بود . بنده‌اى كه از بهر خدمت خاصّ خويش اشترا نمايند كه در خلوت ملازم بود بايد كه مناسب - الاعضا باشد . چه حسن عبارت از تناسب اعضاست و تناسب آنكه

--> ( 1 ) - اصل : سباحت .